نام حسین علیه السلام زیباترین نام
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٧  

«حسین‏» زیباترین نامى است که در شناسنامه بشر نوشته‏اند.

در پهندشت آفرینش انسان، سه پرده نمایش جاودانه از اسرار خلقت تصویر کرده‏اند :

1- عصیان آدم در بهشت و هبوط او به طبیعت ‏خاکى؛ که آغاز کارزار هماره تاریخى هابیل و قابیل است .

2- بعثت انسان و ختم رسالت؛ که مدرسه معراج دوباره آدمى است .

3- و "عاشورا"؛ که صحنه نمایش فراگیر و فشرده تمامیت کارزار خوبى و بدى است . عاشورا عرصه اثبات ظفرمندى انسان خداگونه بر سپاه ابلیس است؛ پرده‏اى است که در آن عینیت عروج، و حقیقت معراج را تصویر کرده‏اند .

و "حسین" روح زیباى خداگونگى انسان است؛ ثارالله است .

آل عصمت هرگز بى دلیل، حسین را وارث   آدم   ، وارث نوح و  ابراهیم   و موسى، وارث  عیسى   و   محمد ، لقب نداده‏اند .

"حسین" زیباترین نامى است که در شناسنامه بشر نوشته‏اند .

"حسین" تفسیر بعثت، ترجمان نبوت و معناى امامت است .

سینه "حسین" جلوه گاه نور هدایت نبى؛ و شمشیرش ذوالفقار عدالت على است .

این مرام و منطق حسین است، که آزادگى را تفسیر مى‏کند. و آن فریادى که از زبان او، هر دم در گوش زمانه مى‏پیچد، نداى همه مظلومان تاریخ است .

اگر "حسین" نمى‏بود، در دو راهی هاى دائمى انتخاب انسان - که در سرنوشت‏ بشر تقدیر کرده‏اند - چه کسى قافله‏هاى گمشده را هدایت مى‏کرد؟

از آن روز که "خون خدا" در اوج بیداد عصر ستم در صحراى گرم و عطشناک نینوا بر زمین ریخته شد، "عاشورا" دیگر "دهم" نیست؛ آغاز و انجام است. زمان نیست؛ بستر زمانه است، فرهنگ است، اصالت است. "عاشورا" تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است. و مدینه فرهنگ و تمدن خدایى عاشورا را شهرى است مقدس به نام "کربلا". و سرتاسر زمین خدا کربلاست .

هان ‏اى حسینیان، خیمه‏هاى عشق و عزا برپا دارید و نغمه‏هاى شور شهادت سر دهید و بر سنج آگاهى و طبل رحیل بکوبید که " محرم"، آغاز هجرت انسان، بهار اصحاب شهادت و فصل لاله‏هاى سرخ و شقایق هاى گلگون، و زمان معراج "وارث آدم" از راه رسیده است .

از آن روز واقعه، هر کس و هر قافله‏اى که ره مى‏سپارد، بى گمان در دو راهى انتخاب، کاروان حسین را خواهد دید. پیوستن به این قافله نور را آدابى است که بى تشرف به آن، اجازه ورود نمى‏دهند. به حریم کاروان که رسیدى باید احرام شهادت بربندى و چون نداى رسا، اما حزین و غریبانه "هل من ناصر" شنیدى باید لبیک اجابت گویى؛ و اصحاب این کاروان را پیمان نامه‏اى است‏ به رنگ خون، و به زیبایى وسعت ایمان به نام  "شهادت "  ؛ امضا که کردى، بیرق سبز علمدار کربلا را بر سر خویش خواهى دید، و این عطر بهشت است که به مشام تو مى‏رسد؛

راه حسین کوتاه ترین راه بهشت است .

خون جارى عاشورا تا ابدیت در رگ و ریشه آزادگى جارى است. غیرتمندى نیست که ماجراى آن محشر عظما را بشنود و به احرار جهان نپیوندد. کدام آزاده‏اى است که وامدار قیام حسین و قیامتى که هفتاد و دو تن در آن روز واقعه برپا کردند، نباشد؟ و کدامین چشم است که مرثیه مصیبت آل ثارالله را بشنود و خونابه غم مظلومیت و غربت انسان را از دیدگان فرو نریزد؟

  گریه بر حسین ، الفباى آداب بیدارى، و علامتى است که میل به طهارت روح را گواهى مى‏دهد و این آغاز کار است. باید حسینى شد .

هر جا که قیامى برپا است تا معروفى اقامه شود، "حسین" آنجاست؛ و هر که بر منکر و ستم نخروشد به کاروان حسین پشت کرده است. "حسین" میزان سنجش صداقت آدمى است، قبول ولایت ‏حسین، برات آزادى انسان از جهنم پلیدی هاست .

هان‏اى حسینیان، خیمه‏هاى عشق و ایمان بر پا دارید و بر سنج آگاهى، و طبل رحیل بکوبید که محرم، آغاز هجرت انسان از راه رسیده است ...